غم زیبا
قاتل قاتل است، چه قاتل انسان چه قاتل درخت... و به این ترتیب محل وقوع داستان جنگل شد. نمیشود از این انتخاب به سادگی گذشت. چون فیلم، ساخته آدم باهوشی است که اصولا دوست دارد حرفش را خیلی ظریف و گذرا بزند. با توجه به درخواست کابران خود و پاسخ به شبهات ایجاد شده در مورد تقلید از آیتالله صانعی، در تماس با دفتر مراجع، نظرات آیات عظام را در این خصوص جویا شدیم که نظرات ایشان را میخوانید. علی (ع) چون به شهادت رسید خبر به شام رسید. شامیان همه با بهت و حیرت می گفتند مگر علی هم نماز می خوانده است. جنگ رسانه ای کاخ سبز شام آنقدر قوی بود که شامیان این چنین در مورد انسان کامل قضاوت کردند. آنچه در رسانه های امروز بین المللی پخش می شود همان شیوه های مکارانه عمرعاص و معاویه است. آدم زنده را مرده می کنند و مرده را زنده! با این همه تبلیغات رسانه ای است که اسراییل مظلوم می شود و حزب الله و حماس تروریست! ولی همیشه در ورای این تبلیغات گاهی با تمام مکر و حیله ی رسانه ای ،ایشان خود رسواییشان را آشکار می کنند. بعد ازشش ماه از انتخابات نیروی انتظامی به این نتیجه رسیده بود که هر گونه اقدامی که تند تر از برخورد معمول با اغتشاش گران خیابانی است انجام گیرد دشمن آن را در بوق و کرنا می کند. عکس های منتشر شده از حوادث عاشورا نشان از همین برخورد آگاهانه می دهد و البته مظلومیت نیروهای انتظامی. هم مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و هم توسط عروسک های خیمه شب بازی داخلی( بیانیه کروبی) به استفاده از سلاح گرم و کشتار متهم می شوند. مظلومیت نظام فراتر از حرف و بیان است. نگاهی به عکس هایی که در ادامه آمده است بکنید. عکس ها اکثریت متعلق به رسانه های بیگانه است. کسانی که دم از جمهوری ایرانی می زنند ، چه طور شجاعانه اموال عمومی و خصوصی را تخریب می کنند و فاتحانه سطل های آشغال را اتش می زنند. این گروه در قدس با شعار نه غزه نه لبنان علنا نشان دادند که مسلمان نیستند، خوب امیدی بود که ایرانی باشند و حداقل ناسیونالیست! این چنین تخریب اموال عمومی و ضرب و شتم هموطنان از یک ایرانی بعید است. حیف است که نام ایرانی بر روی آنها بگذاریم. اینها مزدوران با جیره و بی جیره دشمنان کشورند. هر چند عکس ها دردناک است، مخصوصا توهین این افراد به حضرت امام و مقام معظم رهبری دردناک است ولی برای افشای ماهیت ضد دین و ضد ملی اینان با عرض معذرت از خوانندگان در ادامه آمده است. توضیح: سعی شده که عکس ها از شبکه های ماهواره ای گرفته شود تا به سندسازی متهم نشوم
عده ای از آشوب گران در حال حمله به یک مأمور نیروی انتظامی تصویر به آتش کشیدن اموال مردم حمله با ایستگاه پلیس باز هم آتش زدن عکس امام(ره) این بار در روز عاشورا تصویر عزاداران حسینی که توسط اغتشاش گران مورد حمله قرار گرفته اند یکی از عزاداران که از پشت چاقو خورده است یکی از افراد نیروی انتظامی که صورتش غرق در خون است حتی تحمل نام رهبر را هم ندارند این هم یه عکس جالب دیگه که از وحشی گری اغتشاش گران خبر می ده صفحات گوناگون حماسه دفاع مقدس ايران، آکنده از برگهاي زريني است از حماسه دلاوريهاي رزمندگانی که دشمن را در هشت سال مقاومت و ايثار، همواره به انفعال افکنده و آنان را وادار کردند تا به درماندگي خود اعتراف نمايند. پادشاه وقت اردن در بخش دیگری از خاطراتش گفته است : "اين وضعيت صدام با يک سال پس از جنگ تحميلي و با آغاز حملات ايرانيها بيشتر شد، به گونهاي که در این مدت، بيش از 65 درصد نيروي هوايي عراق نابود شده و در نبرد در دريا، توان عراق کاملا از بين رفته بود. همچنين صادرات نفت اين کشور، دچار مشکل شديدی بود و او از من خواست که بندر عقبه اردن را براي صادرات نفت و واردات سلاح و کالا به عراق در اختيار حکومت وي گذارم." دکتر "الجنابي" ميافزايد: اسناد بسيار بيشماري از خيانتهاي شاه حسين به ملت عراق و همکاري وي با صدام و جنايت عليه ايران اسلامي موجود است که بسياري از آنها در کتابخانه ملي و سلطنتي اردن و در آرشيو سلطنتي اين کشور موجود است. وي خيانت را تا به آنجا رسانده بود که زمينه انتقال منافقين از خاک اردن را فراهم کرده بود. ایسنا: روابط عمومي آستان مقدس امام خميني(ره) طي اطلاعيهاي از عدم برگزاري مراسم امسال شبهاي احيا در حرم بنيانگذار جمهوري اسلامي خبر داد. علت اين امر وجود مشكلاتي در حرم عنوان شده است. جمعي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در نامهايي به آيتالله صادق لاريجاني رييس قوه قضاييه خواستار رفع توقيف روزنامه اعتماد ملي شدند. به گزارش ايسنا، در بخشي از اين نامه كه در اختيار خبرنگاران پارلماني قرار گرفت، آمده است: از آنجايي كه در آغازين روز شروع به كار حضرت عالي و روز پاياني خدمت حضرت آيتالله هاشمي شاهرودي مردم ايران خبر توقيف روزنامه اعتماد ملي تا اطلاع ثانوي و مستند به پيشگيري از وقوع جرم را از رسانههاي گروهي دريافت نمودند، اينجانبان، نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي از حضرت عالي درخواست داريم دستور فرماييد كه مقامات ذيربط در خصوص رفع توقيف اين روزنامه كثيرالانتشار و پر مخاطب اقدام عاجل به عمل آورند. در بخش ديگري از اين نامه نمايندگان آوردهاند: در اين مدت اين روزنامه منتقد دولت بسان يك چشم ناظر تلاش نموده كه همراه با پيشبرد فضاي نقد از مسير انصاف خارج نشود. بديهي است از مديران و همكاران روزنامه اعتماد ملي انتظار ميرود بسان گذشته مراتب علاقهمندي و پايبندي خود را به جمهوري اسلامي، مردم و قانون اساسي در چارچوب فعاليت وزين مطبوعاتي خود نشان دهند.تار رفع توقيف روزنامه اعتماد ملي شدند. رییس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: مجلس کانون جمهوریت نظام است و به خلاف بحثی که گفته شده مجلس جنبه منطقهای دارد، این طور نیست. به گزارش «تابناک» متن این توضیح به شرح زیر است: این برای چندین بار است كه جریده كیهان به انتشار مطالب كذبی علیه بنده میپردازد و بنده نیز بنا به دلایلی از ارایه پاسخ خودداری كرده و به عذرخواهی آقای شریعتمداری، مدیر مسئول این روزنامه اكتفا كرده ام. اما یادداشت منتشره در صفحه 14 كیهان مورخ 24/5/88 به قدری وقیحانه و هتاكانه است كه به راحتی نمیتوان از آن گذشت. موارد شكایت بنده در دو محور هتاكی و ایراد تهمت و افترا تنظیم خواهد شد. الف) مصادیق هتاكی ـ هوسرانی سیاسی ب) مصادیق كذب و افترا ـ كه البته بوی تفتیش عقاید نیز میدهد ـ عدم اعتقاد به توطئه از سوی قدرتهای خارجی هرچند محتوای كذب این یادداشت نزد اهل خبره و آشنا با فعالیتها و جریانات سیاسی كاملاً مبرهن است و لذا نباید مورد اعتنا قرار گیرد، اما جهت جلوگیری از تاثیرات سوء و مخرب اینگونه سناریوهای طراحی شده روی افراد ناآگاه یا كم اطلاع از جریانات سیاسی و سابقه افراد، لازم دیدم تا با تنظیم یك شكایت نامه، شرایط و زمینه ای فراهم شود تا پرده از روی این پروژههای هماهنگ و غیراخلاقی برداشته شود. پروژههایی كه صرفاًبا هدف و نیت تخریب چهرههای انقلابی، متنقد، دست از مقام و قدرت شسته و ظاهراً مانع اهداف و مطامع و منافع سیاسی و اقتصادی افرادی خاص صورت میگیرد. به جد یقین دارم كه آقای شریعتمداری ناتوان از ارایه كوچكترین سند در خصوص هتاكیها و افتراهای فوق الذكر است. هرچند بنده پیگیری قضایی خود را خواهم كرد، اما به ایشان توصیه میشود كه دست از این قبیل تهمتها و افتراهای بی پایه و اساس بردارد و بیش از این روزنامه وابسته به حكومت را عرصه تاخت و تاز غیراخلاقی و هتاكیها و افتراهای بی شمار خود و افراد معلوم الحال و به ویژه تائبان مشروط قرار ندهد. خبرگان عرصه روشن فكری و فعالیتهای سیاسی به خوبی میدانند كه بنده در عرصه حضور در فعالیتهای فكری و سیاسی همواره هزینه داده ام و برخلاف عده ای هچگاه و در هیچ مقطعی نان به نرخ روز خور و دین و دنیا فروش نبوده ام. از زندانی سیاسی و اخراج از انگلستان گرفته تا ترك دانشگاهی كه دلیلش غلبه حاكمیت و تفوق كسانی بود كه قلم به دست مزبور در آن سالها افتخار پادویی آنان را داشت، تا شرایط سخت و دشواری كه به دلیل به اهتزاز درآوردن پرچم نقددر دوره نمایندگی مجلس هفتم بر من گذشت و مرا وادار كرد تا برای همیشه عطای قدرت رسمی را به لقایش ببخشم و خود را در سن 52 سالگی برای آگاهی بخشی به مردم و تقویت بنیه نظریه پردازی نظام با فراغی بال و خیالی آسوده و به منظور جلوگیری از زمینه رشد و مانور فرصت طلبان و ابرازگرایان و دین به دنیا فروشان بازنشست كنم. هرچندبنای من این نبوده و نیست كه برای دفاع از خود به تخریب دیگران بپردازم، اما در این یادداشت بی ارزش بنده متهم به همكاری و تعامل با كسانی هستم كه در طول سالیان متمادی و در دوره حاكمیتشان، با آنان در دانشگاهها و محافل مختلف چالش و مناظره داشتهام، كتاب چالشهای كنونی در ایران حاصل همین چالشها و مناظرههاست. جناب آقای شریعتمداری! اگر با نقدهای بنده موافق نیستید، اگر تاب و تحمل رای كارشناسانه یك چهره آكادمیك و دانشگاهی و مدرس مقطع دكتری در دانشگاههای معتبر كشور از جمله صنعتی شریف، شهید بهشتی، تربیت مدرس، باقرالعلوم و حتی موسسه آموزشی و پژوهشی اما خمینی (ره) و ... ندارید، اگر مایلید تا توان و نفوذ آمریكا و انگلیس را در كشور بالا ببرید و ظرفیت بسیج توده ای افرادی چون عطریان، ابطحی را بیش از حد نمایش دهید، اگر مایلید تا انقلاب اسلامی را در حاشیه و ذیل انقلاب سوسیالیستی روسیه تعبیر و تفسیر كنید، اگر مایلید پایههای رابطه با دول روس و چین را در این خطه محكم تر كنید و سیاست نه شرقی نه غربی را مخدوش كنید و به وجوه ساختاری و سابقه جمهوری اسلامی و شرایط فرهنگی و تاریخی و به اعتراض عمومی مردم در واكنش به شكاف بین انتظارات و نتایج اعلام شده در یك انتخابات اهانت كنید و به این اعتراض نسبتاً طبیعی به لحاظ جامعه شناختی، انگ مخملی بودن بزنید و پروژه انتساب مخملی بودن این واكنش را با تمام توان و امكانات پیش ببرید، چرا گذشته بنده را زیر سؤال میبرید؟ چرا پرونده سازی میكنید؟چرا اذهان را مشوه میكنید؟ بیایید آثار و مطالب بنده را در تمام دورهها مطالعه و مورد ارزیابی قرار دهید و آنگاه به داوری بنشینید. اتفاقاً بنده در چاپ تمام افكار و آرایم بسیار خوش شانس بوده ام،حداقل به مجموعه 9 جلدی آثار فرهنگی و سیاسی بنده كه در دو سال اخیر توسط سوره مهر به چاپ رسیده است رجوع كنید. اگر جویای كسب اطلاع از سوابق بنده هستید، با خودم تماس بگیرید، چرا هجوه سرایی میكنید؟ بنده علاوه بر آثار مكتوب سالهای 70 تا 75 ، از سال 75 به بعد به كرات با جراید و خبرگزاریهای مختلف، از جمله ایسنا گفت و گو داشته ام، وقت بگذارید و به این گفت و گوها رجوع كنید. حداقل به آرشیو روزنامه خودتان در همان سالهایی كه مرا متهم به حضور در اردوگاه به اصطلاح چپ با تفسیر خود كرده اید، رجوع كنید. اگر به صرف انجام بر سر گفتوگو با مضامین سنت و مدرنیته، موقعیت چپ در ایران و مفهوم شناسی عدالت با هفته نامه عصرما و آقای امیرحسین تركش دور از طرف این هفته نامه كه كماكان به محتوای آنها افتخار میكنم، به فعالیت در این هفته نامه منتسب میشوم، چرا به دلیل انجام گفتوگوهای بی شمار با جریده شما و روزنامه رسالت، منتسب به فعالیت در این دو جریده نشوم؟! ای كاش، محتواگرایانه مضمون این گفتوگوها تنها یادداشت بنده به روزنامه سلام را اساس داوری قرار میدهید و اینچنین قضاوت مخربانه نمیكردید در باور است خود روزنامه سلام در سال 73 با عنوان «آیا ما عقب مانده ایم» به نقد الگوی توسعه اقتصادی و شبه غربی رایج و دفاع از الگوی توسعه بومی و فرهنگی پرداخته ام. در مقالات خود در مجله راهبرد، همواره مدافع توسعه بومی و متناسب با شرایط فرهنگی، تاریخی و دینی این زادبوم بودهام. شما حتی از نحوه حضور و استعفای بنده در مركز تحقیقات استراتژیك نیز بی اطلاعید. پس چرا این چنین با رطب و یا بس بافتن و بدون تخصص و عمق دید و اطلاع كافی و صرفاً با ردیف كرده چند داده خود ساخته ژورنالیستی و با استناد به مشهورات طراحی شده ژستهای عالمانه میگیرید و این چنین بر علم و علم اندوزی و نظریه پردازی میتازید؟! چرا اینچنین سرنوشت كشور و انقلاب اسلامی را با منافع و مصالح یك گروه و جناح و دولت پیوند میزنید.؟؟ كمی به سرنوشت انقلاب از منظری ماورای جناح و گروه خود بنگرید و به بنیانهای اخلاقی و دینی آن توجه بیشتری داشته باشید. نمیتوان در این انقلاب و نظام با تمسك به هر وسیلهای به هدف رسید. آقای شریعتمداری، تنها گناه من این است كه هیچگاه از منظر جناحی خاص به مسائل توجه نكردهام. در زمان حاكمیت به اصطلاح دوم خردادیها بر انحصارطلبی آنها تاختهام و از ضرورت عدالت گفتم و از اصلاحات درون گفتمانی انقلاب اسلامی دفاع كردم. در زمان حاكمیت جناحی از به اصطلاح اصولگرایان نیز بر انحصارطلبی آنها میتازم و از ضرورت آزادی و نگاه جامع به عدالت سخن به میان میآورم. دیروز از حق فرهنگ و دین و عدالت و نیروهای اصول گرا گفتم و یاد كردم و امروز با اصرار بر مواضع گذشته به اصول گرایان میگویم كه مجاز نیستید فرافكنانه تمام خطاهای خود را متوجه دیگران نمایید و انحصارطلبانه حقوق رقیب را تضییع یا نادیده بنگارید. تنها تفاوت بنده با شما این است كه من همواره از منظر تئوریك و در چهارچوب قابلیتها و ظرفیتهای انقلاب اسلامی، موضع سیاسی خود را تنظیم میكنم، اما شما از منظر منافع جناحی، گروهی و بعضاً حب و بغضهای تاریخی و روایتها و رطب و یا بسهای غیر روش مند و البته امنیتی و ضد آزادی گرایانه خود. همگان میدانند كه بنده به رغم بی مهریهای جناحی انجام شده در زمان خدمتم در یكی از دانشگاهها به هیچ وجه درصدد انتقام برنیامدم، چون مصلحت نظام را بر مصلحت خود و منافع خط و جریان سیاسی خود ترجیح میدهم، اما امان از حس انتقام و انتقام جویی و ذهنیتی سرشار از توهم و بدبینی و بی اعتمادی به دیگران. فی الحال قصد اطاله كلام ندارم. منتظرم تا مدیر مسئول كیهان برای مدعیات واهی خود اقامه دلیل و برهان كند. البته از این بابت كه در این مدت ایشان خاطر مرا آزرد، خطاهای مرا شست و باعث آمرزش گناهان من شد، به گونهای از ایشان سپاسگزار نیز هستم، هرچند ایشان را نخواهم بخشید. می گوید من که بودمُ تو کجا بوده ای؟ می بینی راست می گوید. من اصلا کجا بوده ام؟ ان وقت دیگر زیاد توی نخش نرو که کجا بوده ای. هر چه بود تمام شد. حالا دیگر رسیده ای بهش. پیشش باش و ولش نکن......
حاتمیکیا میداند که اگر دوربینش را به میان انبوه درختان سپیدار و بلوط و نارون ببرد با یک تیر چند نشان زده... هم بار وهمانگیز و مخوف بودن فضای وقوع اتفاقها را بالا برده و هم بستری ایجاد کرده تا مخاطب خاص، جامعه را در قالب جنگلی فرض کند که قانونش «بکش تا کشته نشوی» است. یک نمونه از اشارات ظریف کارگردان در همان آغاز قصه نمایان میشود، وقتی شخصیت اصلی آدرس و کروکی به دست، دوربین را با خود به دل جنگل میبرد. جنگل کجاست؟ خوب معلوم است، محل زندگی حیوانات وحشی...
حاتمیکیا خیلی ظریف میخواهد بگوید طبیعت یعنی پذیرفتن خوی ددمنشی شیر و گرگ. هر دو دد هستند، اما همجنس نیستند. شیر شیر است و گرگ گرگ است. از سوی دیگر انتخاب جنگل میتوانست حس همذات پنداری را برای آنها که مختصر اطلاعاتی در مورد میعادگاه اطلاعاتیها دارند ایجاد کند... که کرد.
تلفیق تصاویر آماده کردن وسایل جاسوسی با چند برش کوتاه از وضو گرفت شهاب8، خیلی ظریف بگوید؛ این آدمکشها نماز هم میخوانند. این کد را پیوند بزنید به کدهای قبلی که میشود از نماد جنگل برداشت کرد... مثلا اینکه قانون جامعه جنگل این است که شیر چون سلطان جنگل است حق دارد شکار کند، اما گرگ در هر حال متجاوز است... هرچند او هم شکار میکند!
و ارغوان، دختری که از سیاست بیزار است، اما در جنگل زندگی میکند! او نماد و نماینده طیف گستردهای از جوانان جامعه امروز ماست که با وجود اینکه از سیاست بیزارند، اما آنقدر سیاست آنها را تعقیب میکند تا بالاخره ذهنشان را به رنگهای مبهم و گنگی آغشته میکند. و در این میان مبهمترین رنگی که به ذهن حاتمیکیا رسیده، رنگ ارغوانی است. بد نیست نگاهی هم به روانشناسی رنگها بیندازیم تا پاسخی برای این سوال بدست بیاوریم که چرا ارغوانی؟
ارغوانی از دسته رنگهاي گرم و محرك سيستم عصبي است و احساسات را تشديد ميكند. اين دسته از رنگها به وضوح قابل رويت هستند و موجب جلب توجه ميشوند.
شخصیتهای ارغواني پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز ميکند. انديشمندند، اما ناگهان از اين رو به آن رو ميشوند و کارهایشان اصلا قابل پیش بینی نیست. ارغوان قصه حاتمیکیا نیز چنین است. با اینکه سعی میکند باور کند که پدر و مادرش را مدتها قبل از دست داده، اما به محض اینکه کسی از پدرش برایش خبر میآورد، واله و شیدای او میشود. با اینکه به محسن علاقهای ندارد، اما رازهایش را با او در میان میگذارد. با اینکه یک بار از یک غریبه زخم خورده، ولی بازهم به یک غریبه دیگر اعتماد میکند، حتی قویتر از قبل! و بالاخره اینکه ارغوان با اینکه در آغاز از سیاست بیزار است، اما در پایان در صف اول معترضین قرار میگیرد؛ اینهاست که شخصیت ارغوان را ارغوانی کرده.
یکی دیگر از ظرایف این فیلم عشق هوشنگ به ارغوان است که ظریف و عمیق به رخ بیننده کشیده شده است. حالا محاسبه کنید: آدمکشی + ایمان به خدا × عشق= مرگ...
یک سوال اساسی... چرا شهاب8 عاشق میشود؟ چون ارغوان زیباست؟ نه... چون بین همه طعمههایش معصومتر از ارغوان ندیده است؟ نه... چون دلش برای ارغوان میسوزد؟ نه... نه... بیننده فقط در همین حد متوجه میشود که شهاب8 با او احساس همذات پنداری میکند؛ چون با اینکه قربانی زیاد گرفته، اما خودش هم مثل ارغوان یک قربانی است، اما هیچوقت نمیفهمیم واقعا در ذهن شهاب8 یا همان هوشنگ چه میگذرد... چون او خودش هم نمیداند در ذهنش چه میگذرد، آنوقت بیننده از کجا میخواهد بفهمد؟ و این دقیقا ویژگی یک مامور اطلاعاتی است!
حمید فرخ نژاد مثل همیشه خوب بازی کرده، اما هنرپیشگی نکرده است. هرچقدر هم که گریمش را عوض کنند، لحن حرف زدن و ری اکشنهای مدل دارش، مثل تکیه کلام برای مردم جا افتاده. فرخ نژاد از خودش شخصیت دارد... شاید در زندگی واقعی این خصوصیت قابل تقدیر باشد، اما در زندگی هنری، آنهم از نوع «بازیگری» اصلا به درد نمیخورد و موی دماغ است. مهمترین شاخصه یک بازیگر این است که بی شخصیت باشد، یعنی خودش را فراموش کند... حتی راه رفتنش را و غذا خوردنش را...
از خزر معصومی هم چیزی ندیدیم، البته به لحاظ هنر بازیگری، نه از بعد انتقال حس و اجرا. خزر معصومی اگر انتخاب شده تنها به این دلیل است که به ذهنیات کارگردان نزدیک بوده، همین.
در یک کلام میشود گفت هیچکدام از بازیگران این فیلم، به اندازه همان یک سکانس رضا بابک هم نتوانستند «هنرپیشگی» کنند، آنها تنها بازی کردند... بازی... این حاتمی کیا بود که توانست بازیها را باب میلش پیش ببرد و آنچه که میخواهد را برداشت کند.
اما شاه بیت فیلم صحنه درگیری در صبحی است که شفق میخواهد به دیدن دخترش برود. در چند تصویر پراکنده و کوتاه، میبینیم که افرادی مجهول الهویه پشت پنجره خانهها، روی پشت بامها، سوار بر گاری و تراکتور و... به استقبال شفق (پدر ارغوان) آمدهاند... عدهای برای این آمدهاند که میدانند شفق حرفهای شنیدنی زیاد دارد و عدهای هم برای اینکه حرفهای او شنیده نشود آمدهاند. اما هرگز نمیشود آنها را از هم متمایز کرد. دست آخر هم بیننده تکلیفش با آدمهایی که در معرکه هستند روشن نمیشود، چه کسی خودی است و چه کسی ناخودی؟ ضد انقلاب که تکلیفش معلوم است... اما چرا حاتمیکیا تکلیف بیننده را با انقلابیون روشن نمیکند؟ میخواهد به چه چیزی برسد؟!
بالاخره شفق به دخترش میرسد، اما با چندین گلوله به تن و پیکری خونین... نکته ظریف دیگر شاید حقی باشد که باید به نام انسانیت قائل بود، حال با هر میزان جرم و گناه.
به رنگ ارغوان فیلمی است مملو از ظرافتهای مفهومی... تعداد این نکات ظریف آنقدر زیاد است که شاید اگر دوباره فیلم را ببینیم، تازه پی به لایههای زیرین ماجرا ببریم، و بار سوم هم به همین ترتیب... و بار چهارم هم...
اما چیزی که هرگز تغییر نمیکند، قدرت حاتمیکیا در انتخاب سوژه، پرداخت به آن و دراماتیزه کردن قصههای خشک و مخوف است. این حاتمیکیاست که جرات میکند به چنین سوژهای فکر کند، این حاتمیکیاست که میتواند چنین متنی را بنوسیسد و به دیگران هم نشان بدهد. اوست که همه ابعاد و ویژگیهای کار در این حوزه را بلد است. با ماهیت آدمهای اینچنینی کاملا آشناست و بیاینکه احساس خطر کند دست به آتش میبرد... و تنها حاتمیکیاست که میداند آنها کجاها هستند، آنها چه دارند، آنها چه میکنند، آنها چه میخواهند، آنها چه هستند...
ظریفی میگفت: «تا شیر نباشی، جرات دهان دره کردن در بیشه را نخواهی داشت»
به رنگ ارغوان اثری متمایز، پیچیده، دلسوزانه، به روز و بسیار مدرن است که نه تنها با دیگر آثار خود حاتمیکیا قابل مقایسه نیست، بلکه تعداد انگشت شماری فیلم در کل دنیا وجود دارد که بشود با آنها تطبیقش داد. چرا که به رنگ ارغوان تنها یک فیلم نیست، یک میتینگ است، یک مناظره است.
نمونه خارجی اگر بخواهیم بیاوریم فیلم «ک 19 دام مرگ» اثر جاودانه کاترین بیگلو است که اطلاعات مخوف سازمان ک.گ.ب شوروی را پس از سی سال جلوی دوربین برد و ثابت کردکه در واقع قهرمانان ملی روسیه بودهاند.
و پایان شگفت انگیز و خیره کننده فیلم، آنجا که حامیان جنگل در مقابل عدهای قد علم کردهاند که اره برقی در دست دارند. حامیان جنگل حلقه طناب دار برگردن، سد راه اره بهدستان شدهاند. خوب که بنگری میبینی این سکانس، مه تنیده بر اندام فیلم را به اوج غلظت میرساند. از خود میپرسیم اگر جنگل (جامعه جنگلی) مرگ دارد، شکارچی دارد، گله گله گرگ و شیر و پلنگ کمین نشسته دارد، پس چه اصراری هست برای حفظ و حراستش؟!؟ آنها که اره به دست دارند آدمهای خوبیاند یا بدند؟ ارههایشان بیشتر به درد کشتن درختها میخورد یا به درد باز کردن راه برای آسایش آدمهای دیگر...؟ بالاخره درختها خوبند یا آدمها؟ آدمها به درد درختها میخورند یا درختها به درد آدمها؟ جنگل سیاست است یا طبیعت؟ یک سوال مهمتر... چه چیزی سیاست را اینقدر طبیعی کرده؟ و اینکه ما اهل طبیعتیم یا سیاست؟ و طبیعت سیاست درنده است یا دوست داشتنی؟
و درست در همین هنگام که ذهنمان زیر رگبار سوالات دست و پا میزند، فلق3 میآید... و قصه ادامه دارد... تو چه باشی چه نباشی... این است ظرافتی که حاتمیکیا دارد.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در پاسخ به سئوال جمعی از استادان و فضلای حوزه علمیه قم در زمینه مرجعیت آقای صانعی اعلام کرد: آقای صانعی فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت است
از این رو، گروه اجتماعی «فردا» با توجه به درخواست کابران خود و پاسخ به شبهات ایجاد شده در مورد تقلید از آیتالله صانعی ، در تماس با دفتر مراجع، نظرات دیگر آیات عظام را در این خصوص جویا شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا» دفتر مقام معظم رهبری در پاسخ به این موضوع رجوع به یکی از مراجع تقلید و نظر این مراجع را در این خصوص یادآور شده است .
همچنین دفتر آیت الله سیستانی با اشاره به اینکه جامعه مدرسین مرجع تشخیص صلاحیت مراجع نیست گفت: در این موارد نظر شخص مقلد ارجح است اما دفتر آیتالله سیستانی ابتدا شخص آیتالله سیستانی را اعلم برای مرجعیت میداند و بعد از ایشان نیزآیتالله وحید خراسانی را معرفی می نماید.
آیتالله موسوی اردبیلی ، از مراجع تقلید نیز ادامه تقلید از آیتالله صانعی را بلامانع عنوان کردند.
در پاسخ دفتر آیتالله نوری همدانی درباره این موضع نیز آمده است: به سادگی نمیتوان صلاحیت یک مرجع تقلید را زیر سوال برد اما اگر شخص مقلد با تحقیقات از آیت آلله صانعی پیروی میکند میتواند ادامه دهد تا زمانی که فسق مرجع مورد نظر اثبات شود.
همچنین در پی تماسی که با دفتر آیت الله مکارم شیرازی گرفته شد، اعلام گردید: در ادامه پیروی از آیتالله صانعی ایرادی وارد نیست و همانطور که امام خمینی دیدگاههای سیاسی آیتالله منتظری را مردود میدانستند اما به مرجعیت ایشان خللی وارد نشد و ایشان همچنان مقلدانی داشتند، در موضوع آیتالله صانعی نیز به همینگونه برخورد شود.
دفتر آیتالله وحید خراسانی نیز عنوان کردند که در اینباره نمیتوانند نظر دهند و از اعلام نظر خودداری کردند ولی در عین حال خواستار تماس با دفتر مقام معظم رهبری شدند.
در پایان نظر آیتالله جوادی آملی نیز در این خصوص توسط دفتر ایشان به این صورت اعلام شد: در این موضع تشخیص به عهده خود مقلد است و اگر قول و حرف جامعه مدرسین برای مقلد حجت است باید از پیروی از آیت الله صانعی برگردد.
مشابه این اتفاق در سال 61 و درپی اختلاف آیتالله شریعتمداری با حضرت امام(ره) و افشای اسناد حمایت وی از عناصر کودتای نوژه رخ داد. در پی این اتفاق جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به صورت رسمی عدم صلاحیت آیتالله شریعتمداری را که در آن زمان مقلدین زیادی داشت، برای مرجعیت تقلید شیعیان اعلام کرد.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تشکلی باسابقه و شامل بیش از 50 تن از اساتید و فضلای حوزه علمیه قم است که با نظر امام خمینی(ره) تشکیل شده و نام برخی از مراجع بزرگوار تقلید و علمای تراز اول حوزه علمیه قم در فهرست این تشکل حوزوی به چشم میخورد.
با سقوط خفت بار صدام و افشاي هزاران زاويه پنهان و آشکار رخدادهاي جنگ تحميلي، آنچه امروز ديده ميشود و در برابر چشم جهانيان قرار گرفته است، اقرار دشمنان به تواناييهاي مردان مردي است که دورههاي عالي جنگ را پشت سر نگذاشته، همه پيشبينيها و محاسبات دشمنان را باطل کرده و حماسهاي سترگ از خود و ملتي سرافراز به جاي گذاشتند.
دکتر "الجنابي"، محقق عراقي بخشهاي ناگفته و جديدي از واقعيات جنگ تحميلي هشت ساله صدام علیه ایران را بيان کرد.
"الجنابی" در آغاز این گفتگو گفت: شاه حسين اردني، همواره در تلاش بود، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، خود را در کنار رژيم بعثي صدام قرار دهد. او که پيش از انقلاب اسلامي از شاه ايران کمکهاي نقدي و غير نقدي دريافت ميکرد، در آن شرایط براي اداره امور کشور خود، دست نياز به سوي صدام دراز کرد.
حسين اردني که در ادبيات مردم منطقه خاورميانه به حسين دورهگرد شهره بود، در جنگ تحميلي همواره تلاش ميکرد خود را در صحنههاي گوناگون از جنگ تحميلي در کنار صدام قرار دهد و به اين وسيله، اتحاد خود و اعراب را با صدام به نمايش گذارد.
تصوير معروف کشيدن توپ توسط وي و صدام عليه مواضع رزمندگان و شهرهاي بيدفاع ايران، يادآور يکي از اين خوشخدمتيها در برابر صدام و دلارهاي نفتي عراق بود.
وی در ادامه سخنان خود بیان داشت: شاه حسين که به صورت ذليلانهاي درگذشت و پس از تحمل سرطاني شديد، در يک شب کودتا، فرزندش عبدالله را جانشين برادر خود کرد، دستخطهاي محرمانهاي دارد که برخي از آنها، گوياي استيصال صدام، ارتجاع عرب منطقه و استکبار جهاني در رويارويي با ایران در سالهاي جنگ تحميلي است.
او برخي از اين دستخطها را براي صدام خوانده بود و صدام نيز در يادداشتهاي روزانه خود که منشيهايش برايش تهيه ميکردند، به اين خاطرات اعتراف نموده است.
به گفته "الجنابی"، شاه حسين در بيان آغاز جنگ تحميلي ميگويد،صدام با افتخار، تلفني به من گفت : "من (صدام) به کمک هيچ کشور عربي براي فتح ايران نياز ندارم".
او به حسين اردني گفته بود:" روح سعد بن ابي وقاص در من حلول کرده است و بار ديگر، با اقتدار شکستي تاريخساز را عليه فارسها آغاز خواهم کرد."
این پژوهشگر عراقی در ادامه افزود: حسين اردني همچنین يادآور شده است که صدام از هر گونه توهين به ملت بزرگ ايران دوري نميکرد و همواره در ديدارهايش با وي و سران خود فروخته عرب به اين مسايل اشاره ميکرد.
در بخشهاي ديگري از اين ناگفتههاي دوران جنگ تحميلي، وي نقل ميکند که، صدام پس از روبهرو شدن با نيروهاي ايراني در آغاز جنگ تحميلي از مقاومت سنگين آنها در تعجب بوده و در نخستين ديداري که صدام با پادشاه اردن در بغداد داشته است، به حسين اردني گفته است،" در محاسباتش دچار اشتباه شده، اما ميکوشد آنها را رفع کند".
وي با اشاره به اين که صدام از ضربات کوبنده نيروي هوايي ايران، دچار شگفتي شده، صدام را چهار هفته پس از آغاز جنگ بسيار ملتهب و نگران ديده است.
حسين اردني در بيان حالات صدام در جريان عمليات کربلاي 5 مينويسد: "هجوم ايرانيها براي گرفتن بصره، صدام را به شدت پريشان کرده بود، به گونهاي که او براي نخستين بار پس از آغاز جنگ تحميلي از عراق بيرون رفت و چند ساعتي را در نشست اضطراري سران عرب که براي اين عمليات تشکيل شده بود، در «فاس» مراکش گذراند. در اين باره بايد گفت، اضطراب وي به اندازهاي بود که من و حسني مبارک، به ديدارش در بغداد رفتيم؛ او شکست سنگيني در کنار شهر بصره خورده بود.
صدام به ما گفت که خود براي کنترل عمليات به بصره رفته است. ايرانيها به اندازهاي سريع عمل کرده بودند که همه خطوط پدافندي شکسته شده بود. او در آنجا مجبور به اين اعتراف شده بود که اکنون نه تنها گلوي حکومتش بلکه گلوي حکومت بسياري از کشورهاي عربي به دست ايرانيان به شدت فشرده شده است."
"الجنابی" به نقل از شاه حسین می گوید: در آنجا حسنی مبارک از وعده ارسال سلاح و نيرو و کمکهاي نظامي ارتش مصر در عمل به صدام خبر داد و من نيز سه گردان پشتيباني را به همراه مهمات کافي در اختيار ارتش عراق گذاشتم و اينها همه در حالي بود که خود شاه حسين نيز به آن اعتراف و آن را به صدام گوشزد ميکند که نگران پيروزيهاي ايرانيان است.
وی افزود: و به اين ترتيب، صدام از همراهي شاه حسين بسيار سپاسگزاري و از اين که اردن با همه امکانات در کنار او و حکومتش است، قدرداني ميکند و ميگويد که پس از جنگ جبران خواهد کرد و ادامه داده بود که به نظر من، از هر گونه سلاحي براي پيشروي به ايرانيان بهره برده است. به علاوه حسين اردني با کولهباري از نوکري استعمار اين جهان را ترک کرد.
نکته ديگر آن که صدام، خصوصي به او گفته بود ايرانيان مرگ را همچون آهنهاي ذوب شده در دستان خود نرم ميکنند و با چشم پوشي از جان خود، آگاهانه به استقبال مرگ رفته و مواضع ما را مورد تهاجم قرار ميدهند. 
گفتني است، صدام براي نخستين بار پس از حمله به کويت تلفني به شاه حسين گفته بود که به اين دليل پوشيدن لباس نظامي پس از فتح کويت خودداري کرده که در جنگ با اين کشور، مردي را در برابر خود نميبيند و آنچه باعث شد، او لباس نظامي در جنگ برابر ايران بپوشد، اين بود که وي با مرداني بسيار آهنين و جنگي رودرو بود.
در اين اطلاعيه آمده است:
بسمه تعالي
با آرزوي قبولي طاعات و عبادات مردم شريف ايران همچنين با ادعيه خالصانه به درگاه حضرت احديت براي علو درجات امام خميني سلامالله عليه و فرزندان برومند و همسر مكرمه ايشان به اطلاع روزهداران و شهروندان مومن تهران ميرساند آستان مقدس امام خميني متاسفانه امسال به واسطه مشكلاتي كه حرم مطهر امام با آن روبروست از برگزاري مراسم روحبخش شبهاي احيا معذور ميباشد.
اميد است مومنين روزهداران در سحرهاي پرفيض ماه مبارك رمضان و شبهاي قدر با دعاي خويش روح مطهر امام و فرزندان محترم و همسر محترمه ايشان را غريق ادعيه خالصانه خويش بگردانند و دوام نظام مقدس جمهوري اسلامي را از خداي سبحان مسالت نمايند.
انشاالله تعالي در سالهاي آتي چون گذشته پذيراي خيل مشتاقان و عاشقان حضرت روحالله باشيم.
روابط عمومي آستان مقدس امام خميني(س)

به گزارش سایت خانه ملت، "علی لاریجانی" که در پاسخ به تذکر نماینده نهاوند در ارتباط با نحوه معرفی وزرا از طریق رسانهها و اظهارات رییس جمهور سخن میگفت، با تاکید بر تعامل مجلس و دولت اظهار داشت: از نمایندگان میخواهم به این مسایل طوری نپردازید که خود به خود القای یک تصور بی جهتی بین قوا کند.
رئیس مجلس ادامه داد: در واقع شما که شکی به جایگاه مجلس ندارید؛ مجلس کانون جمهوریت نظام است و به فرموده امام (ره) مجلس در راس امور قرار دارد و ما روی همین مبناء برداشتی از قانون اساسی داریم جایگاه خود را تشخیص میدهیم و به خلاف بحثی که گفته شده مجلس جنبه منطقهای دارد، این طور نیست.
وی گفت: هر نمایندهای که از هر شهری بیاید نماینده کل ملت ایران است و هیچ جمعی به وسعت مجلس شورای اسلامی نداریم که از همه کشور در آن حضور دارند و نماد عقل جمعی جامعه است و به همین دلیل امام فرمود که مجلس در راس امور است.
لاریجانی افزود: لذا ما براساس مبنای قانون اساسی کا رخود را انجام میدهیم و البته نگاه، نگاه همگرا با قوای دیگر خواهد بود اما براساس نظامات و جایگاه قانونی.
وی اظهار داشت: ما نباید به این مسایل حاشیهای بپردازیم و هم قوه مجریه و هم قوه قضاییه نیز. رییس مجلس متذکر شد: این مسایل فرعی است. فرض را باید بر این گذاشت که همه قوا توجه به جایگاه خود دارند و میدانند که مجرای قانونی حل مسایل چیست. دوستان نیز در بررسی وزرا هم نباید به این مسایل حاشیهای توجه کنند.
لاریجانی تصریح کرد: نمایندگان باید به این موضوع ماهوی توجه کنند که وزرا باید افرادی صالح، دست پاک و افراد مبرز و با تجربه باشند که انشاءالله بتوانند خدمات قوی برای کشور انجام دهند.
ـ فلسفه بافی برای هجویات سیاسی برخی از اصلاحطلبان
ـ تبرئه دوستان كودتاچی خود
ـ بذله گویی و ترانه سرایی
ـ مدعی دروغین دانش و اخلاق
ـ پرت و پلاگویی
ـ سهم خواهی از دولت و ...
ـ نقل مكان به اردوگاه سیاسی چپ و شیفتگی و تبلیغ آرای سیاسی یكی ازنویسندگان چپ در پایان دهه 60
ـ درخواست مجازات برای دست اندركاران محاكم برخی متهمان
ـ دگرگونی بنیادین مرام فكری
ـ فعالیت در هفته نامه عصر ما
ـ فعالیت در روزنامه سلام
ـ فعالیت در پروژه اصلاحات و جامعه مدنی در كنار برخی افراد مذكور در یادداشت
ـ حضور در اردوگاه اصلاحات تا ابتدای دهه 80
ـ تعامل با برخی افراد مذكور در یادداشت در طول نمایندگی مجلس هفتم
ـ خط خوردگی از فهرست كاندیدای مجلس هشتم و ...
وسیله از جنس هدف است. اگر هدف اخلاقی ومضری است، وسیله هم باید اخلاقی و معنوی باشد.
| Design By : Night Skin |




